میشنوی صدای پای قافله حسین رو ؟چیزی نمونده به قربانگاه برسند.

ظهر است، مثل تمام ظهرهای زمین، اما با همیشه متفاوت، از هرزمان متمایز!
دست های اعجاز لایزال به طراحی یک تابلو بزرگ مشغول است. تابلویی به وسعت تمام خلقت، تابلویی به عظمت آفرینش! رنگ متن سرخ است، رنگ خون! کادر، سراسر سبز است، سبزی نورانی.
عمق زمینه را که خوب جستجو کنی به سفید می رسی.سفیدی به زلالی تبسم، به روشنی آرامش! باید همه چیزدراین تابلو خلاصه شود. نقاش هستی درگرم ترین ظهر زمین، به ترسیم حقیقت انسان پرداخته است. زمان به نقطه عطف خود رسیده، به هنگامه تجلی!
پس، با من به تماشا بنشین!!!!
بیابانی سوزان میبینی و رودی مواج! دو نهرآب، عده ای سرآب وگروهی تشنه. عطش زدگان آناند که در حلاوت عشق، مشتعلند وسیراب، گروهی نسیان زده که در سراب خاک غنوده اند.
جمعیت حق اندکند و گروه باطل، بسیار. قدرت در دست غافلان است و اسباب دنیا همسو با آنان!
حسین سالار اهل حق، کاروان خود را از متن کعبه حرکت داده است.او حج الهی را به سفر بیابان کربلا متصل کرده است. اهل حق، ازخانه بریده اند و با گروه خویش به آغوش صحرا پناه آورده اند.
صحرا، ریشه خلقت است. فضایی بی تعلق و خارج از تصنع. تقابل حق و باطل در بکرترین فضای هستی صورت میگیرد. تمام کائنات خود را برسردمدار حق، عرضه میدارند. اما حسین یاری هیچ کس را نمی پذیرد. اوفقط حضور انسان را در این عرصه می جوید. که فلسفه خلقت را برخاک پیاده کند، باشدکه جولانگاهی برای تجلی انسان ارائه دهد.
درلشکرحق، سن، جنس، کیفیت، کمیت، و............، هیچ کدام ازاین معیارهای زمینی، مطرح نیست، اینجا فقط عقیده ملاک است وتنها ایمان، مطرح!
ازکودک6 ماهه تا پیرمرد70 ساله در این تقابل حضوردارند، زیرا اصلا آفرینش یعنی تقابل بین حق و باطل.
بیا بامن همراه شو، و بیا کمی فکرکنیم وببینیم در این تقابل موقعیت ما در کجاست، اهل حقیم یا اهل باطل.
یادمون باشه حسین و یزید هردو پرچمدارند، اما حسین چرچمدار اهل حق ویزید پرچمدار اهل باطل. حسین ولایت است، ونمی توان در پیشگاه ولایت سخن از زمان و مکان گفت، و اینجا در پیشگاه ولایت سخن از زمان و مکان گفتن نشان از بی خردی است. یعنی حسین در متن تاریخ است، و هر جا حسین باشد یزدی هم هست. تقابل این دو نه تنها در عاشورای سال 61 هجری بود، بلکه تقابل میان آنها در متن تاریخ جاری و ساری است.
آیا من وتو دراین زمانی که داریم زندگی میکنیم یعنی سال 2007 میلادی تقابل میان حق و باطل را حس میکنیم یا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آی، رفیق در سال 2007 در چه موقعیتی هستیم؟ اهل حقیم و حسینی یا اهل باطلیم و یزیدی؟؟؟!!!
بیا فراموش نکنیم که به قول سید مرتضی آوینی اهل حق بودن دشوار است، پایمردی میخواهد و وفاداری.
آیا صدای هل من ناصر ینصرنی حسین را نمی شنوی؟؟؟
صلای(( هل من ناصر))امام عشق از جانب کربلا به گوش می رسد،
و تو ای جوانمرد، بگو از کدام قبیله ای؟؟؟!!!
و تو ای جوانمرد، بگو از کدام قبیله ای؟؟؟!!!
و تو ای جوانمرد، بگو از کدام قبیله ای؟؟؟!!!
.........
در قبیله حقی یا زیر بیرق باطل؟؟؟
یادت باشد اگر با حقی حسین تنها حضور انسان را دراین عرصه میجوید، تا باب رسیدن
به آسمان باز است شتاب کن.
گرمرد رهی بسم الله............
یاعلی
.............................................................................................................................................................................
راستشو بخای نمی خواستم خودم چیزی گفته باشم و فقط میخواستم خودمون رو با کلام سید مرتضی آوینی آماده محرم کنیم اما دیشب فکر میکنم ساعت حدود 9تا 5/9 بود که رفتم داخل اطاقم تا درسم رو بخونم (البته تُف تو ریا). نمیدونم تا حالا واست پیش اومده که بخای درس بخونی، اما ببینی که نمیتونی رو درس تمرکز کنی؟؟؟من که این حالتا برام پیش میاد تو رو نمیدونم.
خلاصه بعد از گذشت چند لحظه متوجه شدم که بجای اینکه درس بخونم دارم با خودکار تو دستم بازی میکنم و اصلا حسش نیست درس بخونم، زمان رو مناسب دیدم که یه چیزی برا آماده شدن خودم برا محرم بنویسم که قلم رو تو دستام مرتب کردم و شروع کردم به نوشتن. این مطلب حاصل درس خوندن دیشبم.(گفتم حاصل درس خوندن دیشبم، اشتباه نشنیدی!!! آخه بابا و مادرم فکر کردن من دیشب داشتم درس میخوندم!!! بین خودمون باشه ها. نه اینکه با گفتن این حرف خواسته باشم سوتی داده باشم یا اینکه اینجوری برداشت کنی که من واسه بابا، ننم درس میخونما، نه بابا برا اینکه حرف مرد یه کلوم آخه اگه توجه کنی میبینی اول مطلبم نوشتم برا درس خوندن تو اطاقم رفتم، تو هم به بعدش کار نداشته باش.)
آخ، آخ، داشت یادم میرفت نمیدونم تو هم داری مثل من خودت رو آماده محرم میکنی یانه؟؟؟
اما اگه داری خودت روآماده محرم میکنی صحبت های سید مرتضی میتونه کمک خوبی باشه برا اینکه با حال بهتری وارد محرم شی.
حرفهای سید مرتضی توی همین صفحه داخل مطلب "تویی که نمی شناختمت" نوشتم ویژه ویژه است، میتونی اونجا حرفهای سید روبخونی و حالشو ببری.
بیا قبل از گوش دادن به حرف های سید مرتضی یه سلام به آقا بدیم:
السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنآئک علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل والنهار و لا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم
السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.
آی رفیق، این محرمیه بدجوری ازت التماس دعا دارم جون خود مولا ما رو فراموش نکن دعامون کن تا خود آقا کمکم کنه از این دو راهی که درش قرار دارم راه درست رو انتخاب کنم.
قربون مرامت بازم میگما این محرمیه دعا برا ما یادت نره ها.
قربانت سعید زارعی




