تبليغاتX
حرف های دل یک جوون ایرونی

حرف های دل یک جوون ایرونی

یادداشت های شخصی سعید زارعی

میشنوی صدای پای قافله حسین رو ؟چیزی نمونده به قربانگاه برسند.

                                                                                            

                     

ظهر است، مثل تمام ظهرهای زمین، اما با همیشه متفاوت، از هرزمان متمایز!

دست های اعجاز لایزال به طراحی یک تابلو بزرگ مشغول است. تابلویی به وسعت تمام خلقت، تابلویی به عظمت آفرینش! رنگ متن سرخ است، رنگ خون! کادر، سراسر سبز است، سبزی نورانی.

عمق زمینه را که خوب جستجو کنی به سفید می رسی.سفیدی به زلالی تبسم، به روشنی آرامش! باید همه چیزدراین تابلو خلاصه شود. نقاش هستی درگرم ترین ظهر زمین، به ترسیم حقیقت انسان پرداخته است. زمان به نقطه عطف خود رسیده، به هنگامه تجلی!

 پس، با من به تماشا بنشین!!!!

بیابانی سوزان میبینی و رودی مواج! دو نهرآب، عده ای سرآب وگروهی تشنه. عطش زدگان آناند که در حلاوت عشق، مشتعلند وسیراب، گروهی نسیان زده که در سراب خاک غنوده اند.

جمعیت حق اندکند و گروه باطل، بسیار. قدرت در دست غافلان است و اسباب دنیا همسو با آنان!

حسین سالار اهل حق، کاروان خود را از متن کعبه حرکت داده است.او حج الهی را به سفر بیابان کربلا متصل کرده است. اهل حق، ازخانه بریده اند و با گروه خویش به آغوش صحرا پناه آورده اند.

صحرا، ریشه خلقت است. فضایی بی تعلق و خارج از تصنع. تقابل حق و باطل در بکرترین فضای هستی صورت میگیرد. تمام کائنات خود را برسردمدار حق، عرضه میدارند. اما حسین یاری هیچ کس را نمی پذیرد. اوفقط حضور انسان را در این عرصه می جوید. که فلسفه خلقت را برخاک پیاده کند، باشدکه جولانگاهی برای تجلی انسان ارائه دهد.

درلشکرحق، سن، جنس، کیفیت، کمیت، و............، هیچ کدام ازاین معیارهای زمینی، مطرح نیست، اینجا فقط عقیده ملاک است وتنها ایمان، مطرح!

ازکودک6 ماهه تا پیرمرد70 ساله در این تقابل حضوردارند، زیرا اصلا آفرینش یعنی تقابل بین حق و باطل.

بیا بامن همراه شو، و بیا کمی فکرکنیم وببینیم در این تقابل موقعیت ما در کجاست، اهل حقیم یا اهل باطل.

یادمون باشه حسین و یزید هردو پرچمدارند، اما حسین چرچمدار اهل حق ویزید پرچمدار اهل باطل. حسین ولایت است، ونمی توان در پیشگاه ولایت سخن از زمان و مکان گفت، و اینجا در پیشگاه ولایت سخن از زمان و مکان گفتن نشان از بی خردی است. یعنی حسین در متن تاریخ است، و هر جا حسین باشد یزدی هم هست. تقابل این دو نه تنها در عاشورای سال 61 هجری بود، بلکه تقابل میان آنها در متن تاریخ جاری و ساری است.

آیا من وتو دراین زمانی که داریم زندگی میکنیم یعنی سال 2007 میلادی تقابل میان حق و باطل را حس میکنیم یا نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آی، رفیق در سال 2007 در چه موقعیتی هستیم؟ اهل حقیم و حسینی یا اهل باطلیم و یزیدی؟؟؟!!!

بیا فراموش نکنیم که به قول سید مرتضی آوینی اهل حق  بودن دشوار است، پایمردی میخواهد و وفاداری.

 

آیا صدای هل من ناصر ینصرنی حسین را نمی شنوی؟؟؟

صلای(( هل من ناصر))امام عشق از جانب کربلا به گوش می رسد،

و تو ای جوانمرد، بگو از کدام قبیله ای؟؟؟!!!

و تو ای جوانمرد، بگو از کدام قبیله ای؟؟؟!!!

و تو ای جوانمرد، بگو از کدام قبیله ای؟؟؟!!!

.........

در قبیله حقی یا زیر بیرق باطل؟؟؟

یادت باشد اگر با حقی حسین تنها حضور انسان را دراین عرصه میجوید، تا باب رسیدن

به آسمان باز است شتاب کن.

گرمرد رهی بسم الله............

یاعلی

.............................................................................................................................................................................

   راستشو بخای نمی خواستم خودم چیزی گفته باشم و فقط میخواستم خودمون رو با کلام سید مرتضی آوینی آماده محرم کنیم اما دیشب فکر میکنم ساعت حدود 9تا 5/9 بود که رفتم داخل اطاقم تا درسم رو بخونم (البته تُف تو ریا). نمیدونم تا حالا واست پیش اومده که بخای درس بخونی، اما ببینی که نمیتونی رو درس تمرکز کنی؟؟؟من که این حالتا برام پیش میاد تو رو نمیدونم.

خلاصه بعد از گذشت چند لحظه متوجه شدم که بجای اینکه درس بخونم دارم با خودکار تو دستم بازی میکنم و اصلا حسش نیست درس بخونم، زمان رو مناسب دیدم که یه چیزی برا آماده شدن خودم برا محرم بنویسم که قلم رو تو دستام مرتب کردم و شروع کردم به نوشتن. این مطلب حاصل درس خوندن دیشبم.(گفتم حاصل درس خوندن دیشبم، اشتباه نشنیدی!!! آخه بابا و مادرم فکر کردن من دیشب داشتم درس میخوندم!!! بین خودمون باشه ها. نه اینکه با گفتن این حرف خواسته باشم سوتی داده باشم یا اینکه اینجوری برداشت کنی که من واسه بابا، ننم درس میخونما، نه بابا برا اینکه حرف مرد یه کلوم آخه اگه توجه کنی میبینی اول مطلبم نوشتم برا درس خوندن تو اطاقم رفتم، تو هم به بعدش کار نداشته باش.)

آخ، آخ، داشت یادم میرفت نمیدونم تو هم داری مثل من خودت رو آماده محرم میکنی یانه؟؟؟

اما اگه داری خودت روآماده محرم میکنی صحبت های سید مرتضی میتونه کمک خوبی باشه برا اینکه با حال بهتری وارد محرم شی.

حرفهای سید مرتضی توی همین صفحه داخل مطلب "تویی که نمی شناختمت" نوشتم ویژه ویژه است، میتونی اونجا حرفهای سید روبخونی و حالشو ببری.

بیا قبل از گوش دادن به حرف های سید مرتضی یه سلام به آقا بدیم:

السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنآئک علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل والنهار و لا جعله الله آخر العهد منی لزیارتکم

السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین.

آی رفیق، این محرمیه بدجوری ازت التماس دعا دارم جون خود مولا ما رو فراموش نکن دعامون کن تا خود آقا کمکم کنه از این دو راهی که درش قرار دارم راه درست رو انتخاب کنم.

قربون مرامت بازم میگما این محرمیه دعا برا ما یادت نره ها.

قربانت سعید زارعی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 12:41  توسط سعید زارعی  | 

یکی جلوی این خرو بگیره!!!!!!

                                     
 
جرج بوش رییس جمهور امریكا، سیاست جدید كشورش در عراق را اعلام كرد.
بوش در سخنرانی خود گفته است كه ۲۰ هزار نیروی نظامی دیگر برای ایجاد صلح در بغداد به عراق اعزام خواهد كرد.
سخنرانی بوش ساعت ۹ شب گذشته به وقت محلی به صورت مستقیم از شبكه های مختلف خبری پخش شد، ولی تا لحظه تنظیم این خبر، گزارشی از جزییات این سخنرانی روی تلكس خبرگزاری ها قرار نگرفت. مقام های امریكایی ساعاتی پیش از سخنرانی بوش اعلام كردند كه اقدامات امنیتی امریكا در بغداد اساسا دچار اختلال شده است، بنابراین بوش ابتكاری جدید را در سخنرانی خود رو می كند.
دن بارلت، مشاور بوش در گفت وگو با سی .ان.ان گفت: بوش سیاستی برای عراق مطرح می كند كه نیاز به پشتیبانی دارد. وی افزود: قوانین مربوط به مسایلی چون نیروهای نظامی كجا می توانند بروند یا چه كسی را می توانند تعقیب كنند، تاكنون به وسیله سیاست های موجود در بغداد، محدود شده بودند كه به طور قطع در سیاست جدید بوش، تغییر می كنند.
گفته می شود ۱۶ هزار تن از ۲۰ هزار نیرویی كه به عراق اعزام می شوند، در بغداد می مانند و ۴ هزار تن از آنها به استان الانبار فرستاده می شوند.
اما اعلام سیاست جدید امریكا در عراق از سوی بوش، با واكنش منفی دموكرات های كنگره همراه بوده است.
سناتور ادوارد كندی، خواستار تصویب قانونی شد كه بر اساس آن دولت برای هرگونه افزایش نیروی نظامی، نیازمند دریافت مجوز از كنگره باشد.
هری رید، رهبر اكثریت سنا نیز اعلام كرد كه سناتورها در حال كار روی طرحی غیرالزام آور هستند كه با افزایش نیروهای نظامی مخالفت می كند. به گفته وی، در صورت تصویب این طرح، احتمالا بسیاری از جمهوریخواهان از آن پشتیبانی می كنند. روزنامه وال استریت ژورنال هم از هشدار كشورهای عربی به بوش نسبت به استراتژی جدید دولتش در عراق خبر داد.
به گزارش ایسنا، به نقل از روزنامه دارالخلیج چاپ امارات، این روزنامه امریكایی با استناد به مدارك موثقی نوشت: كشورهای عربی و در راس آنها اردن، مصر، عربستان و قطر با هشدار جدی به دولت بوش نسبت به استراتژی جدیدش در عراق تهدید كردند كه در اعتراض به این استراتژی و در صورت به خطر افتادن موقعیت اهل تسنن عراق، نیرو به این كشور اعزام خواهند كرد.
بر اساس این مدارك كه در روزنامه وال استریت ژورنال منتشر شده است، این كشورهای عربی به دولت بوش هشدار داده اند كه استراتژی جدیدش در عراق منجر به درگیری های طولانی در سراسر خاورمیانه خواهد شد و خطر تجزیه و تقسیم عراق را با توجه به نگرانی ها و درگیری های موجود میان طوایف شیعی و سنی به واقعیت مبدل خواهد كرد.
واكنش های اولیه به سخنرانی شب گذشته رئیس جمهور آمریكا درباره سیاست های جدیدش درباره عراق و اعلام افزایش نیروها در این كشور،حاكی از مخالفت جدی حزب دموكرات و اختلاف نظر بین جمهوریخواهان است.
به نقل از شبكه خبری بی‌بی‌سی، جورج بوش، رییس جمهور آمریكا چهارشنبه شب در یك سخنرانی درباره سیاست های جدید خود در عراق، از افزایش چشمگیر نیروهای ارتش آمریكا برای بهبود وضعیت امنیتی این كشور به تعداد ۲۱ هزار و ۵۰۰ نفر خبر داد.
بلافاصله بعد از سخنان جورج بوش، دیك دوربان از چهره‌های شاخص دموكرات در سنای آمریكا گفت كه در انتخابات میاندوره‌ای اخیر در آمریكا مردم این كشور با رای خود نشان دادند كه خواستار عقب نشینی نیروها از عراق هستند.
وی قاطعانه گفت كه تامین امنیت عراق بر عهده مردم عراق است نه ارتش آمریكا. حزب دموكرات در كنگره اكثریت دارد، اما نمی تواند از تصمیم رئیس جمهور جلوگیری كند.
آیك اسكلتون، رئیس كمیته نیروهای مسلح مجلس نمایندگان آمریكا هم با صدور بیانیه‌ای اعلام كرد كه افزایش نیرو در عراق باید قبل از حمله به این كشور صورت می گرفت و اكنون دیگر برای این كار دیر شده است.
بوش قبل از اعلام سیاست جدید خود در عراق ملاقاتی با رهبران هر دو حزب دموكرات و جمهوریخواه در كاخ سفید داشت كه در آن جزئیات طرح خود را به اطلاع آنها رساند. اما دموكراتها می گویند در این ملاقات رئیس جمهور آمریكا با آنها مشورتی نكرده و نظر آنها را جویا نشده است.
هری رید رهبر اكثریت دموكرات در سنا و نانسی پلوسی رئیس مجلس نمایندگان بعد از ملاقات با آقای بوش قاطعانه گفتند كه طرح او برای افزایش تعداد سربازان غلط است.
جمهوریخواهان هم دچار اختلاف نظر هستند. هرچند تعدادی از رهبران این حزب حمایت قاطع خود را از سیاست جدید بوش در عراق اعلام كرده اند، اما بعضی از اعضای بلند پایه این حزب از جمله سناتور سام براونبك كه روز سه شنبه از سفر به عراق بازگشته صراحتاً گفتند كه افزایش تعداد سربازان در عراق مشكلی را حل نخواهد كرد.
سناتور جمهوریخواه چاك هگل كه خود در جنگ ویتنام شركت داشته و كاندیدای احتمالی انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۸ محسوب می شود، دراین باره گفت:«این استراتژی بسیار اشتباهی است كه آمریكا را بیشتر به باتلاق رهایی ناپذیر عراق با هزینه ای هنگفت فرو می برد.»
همچنین تعدادی از سناتورهای جمهوریخواه كنگره قصد دارند قطعنامه‌ای را در مخالفت با افزایش نیروها در عراق به تصویب برسانند.
برخی كارشناسان معتقدند كه با توجه به اینكه حدود هشتاد درصد از درگیری های فرقه ای در عراق در بغداد صورت می گیرد، استقرار چند هزار سرباز آمریكایی در خیابان ها و محله های مختلف این شهر می تواند بخش بزرگی از مشكلات امنیتی عراق را حل كند و راه را برای عقب نشینی تدریجی ارتش آمریكا از این كشور هموار سازد.
اما بسیاری دیگر از تحلیلگران نظامی می گویند اعزام ۲۰ هزار سرباز اضافه به عراق نیروهای بیشتری را در معرض حمله قرار می دهد و آسیب پذیری آمریكا را حداقل در كوتاه مدت افزایش می دهد.
ایالات متحده در حال حاضر ۱۳۲ هزار نیرو در عراق دارد.

                                                                                                    

این عکس متعلق به یه خر وحشی

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 19:19  توسط سعید زارعی  | 

خوب همیشه که نباید تیتر اینجاباشه(مگه تیتر به این بزرگی این وسط نمیبینی؟)

 

پس از آن‌كه آقاي احمدي‌نژاد موضوع هولوكاست را مطرح كردند، صهيونيست‌ها بسياري از اسناد مربوط به آمار و ارقام واقعي يهوديان را نابود كردند. از جمله ساختمان روزنامه هشتاد ساله «پراوادا» مسكو، در شب 21 بهمن سال 1384 آتش گرفت و تمام آرشيو شماره‌هاي تاريخي آن و عكس‌هايش نابود شد.

هیتلر یه یهودی بوده

شخص «آدولف هيتلر» يهودي بوده و بنا بر اسناد تاريخي، خود وي از پايه‌گذاران رژيم اسرائيل به شمار مي‌رود.

محمدعلي رامين، در گفت‌وگويي مشروح با «بازتاب»، درخصوص موضوع هولوكاست، ضمن بيان اين مطلب گفت: وي درخصوص تشكيل دولت اسرائيل گفت: دولت بلشويكي شوروي در زمان «لنين» و پس از آن «استالين»، از عواملي هستند كه هرچند يهودي‌اند وخود را ماركسيست و لائيك و بي‌دين معرفي مي‌كنند، ولي همراه با هيتلر تا جنگ جهاني دوم، اساس شكل‌دهي اسرائيل را پيگيري كردند. در اين زمينه، كتابي منتشر شده كه الان من با خود آورده‌ام نامش «آدولف هيتلر، موسس اسرائيل» است. از«هنكه كاردل»، يك آلماني متولد 1922مي‌باشد كه ثابت مي‌كند هيتلر، خود يك يهودي و مادربزرگش يك فاحشه يهودي بوده و پدرش تا چهل سالگي اسم فاميل مادر يهودي‌اش را داشته و پس از آن فاميل هيتلر را برگزيده است. شخص آدولف هيتلر نيز با توجه به اين‌كه مادرش يك زن يهودي بدكاره بوده، حالت كراهتي نسبت به يهوديت پيدا مي‌كند و در يك مركز و صومعه مسيحي در اتريش كه عكس‌ها و اطلاعاتش در اين كتاب موجود است، براي نخستين بار عليه يهودي‌ها اطلاعاتي جمع‌آوري مي‌كند و از همان جا از يهودي بودن خويش گريزان مي‌شود.


لذا از همان ابتدا دو احساس همبستگي و كراهت نسبت به يهوديت به طور همزمان در شخصيت هيتلر شكل گرفت. بعد‌ها نيز همين دوگانگي عاطفي هيتلر، رفتار او را با يهوديان تحت‌تأثير قرار مي‌دهد. يعني از يك طرف تمام خويشاوندان، همفكران و ياراني كه او را به قدرت مي‌رسانند و تا آخرين روزهاي زندگي در كنارش بوده‌اند ـ حتي معشوقه‌ها و پزشك خصوصي هيتلر يهودي بوده‌اند ـ و از طرف ديگر از «دور كرن يهوديان از اروپاي مركزي» به دو دليل ديگر نيز به عنوان يك «سياست» استقبال مي‌كند: از يك سو تشكيل يك دولت يهودي در فلسطين خواسته يهوديان ثروتمند و با نفوذي است كه اطراف او را گرفته‌اند، و از سوي ديگر تبعيد يهوديان از اروپا و آلمان يك خواسته عمومي و تاريخي ملل غربي و مسيحي بوده كه هيتلر با حمايت و هماهنگي كامل انگليسي ها توانست با پيگيري اين خواسته فراگير، محبوبيتي گسترده در ميان اروپاييان به دست آورد. البته انتشار اين گونه كتب و اطلاعات در آلمان و كشورهاي غربي ممنوع است.

رامين در بخش ديگري از اين گفت‌وگو اظهار داشت: در واقع بحث تشكيل دولت اسرائيل، از زمان «هرتسل» مطرح شد كه صهيونيست‌ها آمدند و خواستند زمين‌هاي فلسطين را از دولت عثماني بخرند كه سلطان عبدالحميد با اين موضوع مخالفت كرد. در ايران نيز در اوج انقلاب مشروطيت با ايجاد اختلاف و درگيري در ميان انقلابيون ايران و حذف آنها و سپس سرنگوني حكومت قاجار به دست انگليس و روي كار آمدن رضاخان در ايران، با كمك برخي عناصر دربار پهلوي، (به خصوص بهائي‌ها) خريد زمين در فلسطين از فلسطيني‌ها براي يهودي‌ها صورت گرفت.

وي اضافه كرد: اخيراً هم پس از آن‌كه آقاي احمدي‌نژاد، در سال گذشته موضوع هولوكاست را مطرح كردند، صهيونيست‌ها آمدند بسياري از اسناد و مدارك مربوط به پيش از جنگ را كه آمار و ارقام واقعي يهوديان را نشان مي‌داد كه مثلا چقدر يهودي در كجا و چگونه زندگي و فعاليت مي‌كردند، نابود كردند و از جمله جايي كه نابود شد و شايد ارزش‌مندترين اسناد جهان درباره اين موضوع بود كه همه سوزانده و نابود شد، روزنامه هشتاد ساله «پراوادا» چاپ مسكو بود. ساختمان اين روزنامه در شب 21 بهمن سال 1384 آتش گرفت و تمام آرشيو شماره‌هاي تاريخي آن و عكس‌هايش سوخت و نابود شد و هيچ اثري هم از آن باقي نماند و هيچ كس و هيچ خبرگزاري در دنيا در حد وسعت اين جنايت تاريخي آن را منعكس نكرد و مورد پيگيري قرار نداد؛ يعني تقريبا يك ماه و نيم پس از آن‌كه آقاي احمدي‌نژاد موضوع هولوكاست را مطرح كرد و بنده هم بحث بازخواني پرونده آن را طي يك مصاحبه مبسوط با خبرگزاري فارس خواستار شدم و دهها رسانه‌ غربي به ويژه روزنامه «هاآرتص» اسرائيل يك هفته سرمقاله‌هايي در اين باره مي‌نوشت كه اگر اين پيشنهاد بازخواني پرونده هولوكاست اتفاق بيفتد چه حوادثي به ضرر اسرائيل و غرب پيش مي‌آيد و چگونه مي‌توان با آن برخورد كرد!

وي در عين حال از مخالفت خود با پيگيري دولتي اين موضوع خبر داد و گفت: طرح بنده نيز همين بود كه مثلاً با تشكيل يك «NGO» از داخل يا خارج براي بازخواني اين پرونده اقدام كنيم و از طريق مجامع بين‌المللي موضوع را پيگيري كنيم. ولي بررسي‌هايي كه انجام گرفت، ديديم كه در جهان كسي جرأت طرح و پيگيري اين موضوع را ندارد. هر كس كه سخني گفته يا مطلبي منتشر كرده، قبل از اينكه امكان هر نوع پيگيري را داشته باشد بلافاصله خفه‌اش مي‌كنند.حتي همان موقع مطرح شد كه كنفرانس غيردولتي برگزار شود و دولت ما هم از آن حمايت كند، اما معلوم شد كه هيچ بازتابي در جهان نخواهد داشت و كاملا بايكوت خبري مي‌شود،

وي اذعان كرد: البته اين‌كه ما يك طرف قضيه هولوكاست قرار بگيريم و اصل آن را نفي كنيم، چون اطلاع كافي و كامل از آن نداريم من موافق نيستم. هدف از برگزاري اين كنفرانس اين است كه آن سيستمي كه غرب از اين طريق بر ما مسلط كرده، مورد سؤال قرار گيرد. صحبت بر سر تدوين يك استراتژي است، نه يك تاكتيك و يا يك عمليات فيزيكي.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 19:8  توسط سعید زارعی  | 

بدون تیتر!!!!!!

 سر گور كشيشي در كليساي وست مينستر نوشته شده است : « كودك كه بودم مي خواستم دنيا را تغيير دهم . بزرگتر كه شدم متوجه شدم دنيا خيلي بزرگ است من بايد انگلستان را تغيير دهم . بعد ها انگلستان را هم بزرگ ديدم و تصميم گرفتم شهرم را تغيير دهم . در سالخوردگي تصميم گرفتم خانواده ام را متحول كنم . اينك كه در آستانه مرگ هستم مي فهمم كه اگر روز اول خودم را تغيير داده بودم ، شايد مي توانستم دنيا را هم تغيير دهم! »

راستی من و تو می خوایم چیو تغییر بدیم؟حواسمون باشه ما میتونیم دنیا رو تغییر بدیم اما اول باید از خودمون شروع کنیم .آیا برای تغییرات در محیط اطرافمون در خودمون تغییر ایجاد کردیم؟ یادمون باشه برا ی شروع کردن تغییر در خودمون فردا خیلی دیره از همین الآن شروع کنیم.

یا علی

فعلا.........

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 18:51  توسط سعید زارعی  | 

یه قول!!!!!!!!!!!

بسم الله.....

سلام

دیروز داشتم مطالعه میکردم مجله ها و نشریات بایگانی شده تو فایلم رو.

آخه هر وقت دلم برای حرف های خیلی باحال و گوش کردن و خوندن اون حرف ها خیلی تنگ میشه به سراغ این مجله ها و نشریات میرم (بهم حق بده آخه اینم یه نوع سرگرمی دیگه).

تا اینکه چشام به یه مطلب خورد یه مطلب باحال! توی اون مطلبی که می خوندم نویسندش از یه قول حرف زده بود قولی که به یه فرد داده بود فردی که حتما براش خیلی مهم بوده.

آخه من که اینطورم تو رو نمی دونم من به کسی قول میدم که برام مهم باشه یا ازش خوشم اومده باشه خلاصه خیلی هم واسم مهم که به قولی هم که میدم حتما حتما عملی کنم.

اااااا بابا خوب نمی خوای از خودت حرف بزنی این که همش شد تعریف از خود.

آخ!!! راست میگه ببخشید. کجا بودم؟ آهان یادم اومد آره از قولی که به یه فرد داده بود نوشته بود خوب حتما دیگه اون فرد هم براش خیلی مهم بوده. راستی اینو نگفتم که از اینجا فهمیدم اون فرد براش مهم بوده چون در آخر نوشتس اینو خواسته بود که براش دعا کنیم که بتونه به قولش عمل کنه و زیر قولش نزنه.

خوب حالا چی میخوای بگی ؟؟؟؟؟؟ سرم و درد آوردی.

بی راه هم نمیگه بی چاره خودمونیم سرش رو درد آوردم. ولی آخه باید یاد بگیره کمی پر حوصله شه.

به نظر من. نه دیگه بذار نظرم رو نگم!!!!! دلم واسش سوخت. 

ای بابا بازم دارم از اصل مطلب دور میشم. ببخشید الآن درستش میکنم.

آره جونم واستون بگه که هدفم از نوشتن این مطلب این بود که ما هم اگه کمی فکر کنیم میبینیم که من و تو هم به افراد زیادی قول دادیم قول هایی که میشه اونا رو دسته بندی کرد:بی اهمیت کم اهمیت مهم خیلی مهم و خلاصه درجات دیگه. حالا اگه میخوای این قولی رو که اون فرد داده بود رو با هم بخونیم و بعد ببینیم که آیا من و تو هم از این قبیل قول ها به کسی دادیم یا نه؟ از اینجا به بعدش رو خوب گوش کن:

  قبل از سفرم به جنوب شهیدان را جوانانی می دانستم که تحت تاثیر شور و حال زمان جنگ قرار گرفته و به همین خاطر به جبهه ها رفتند. ولی در هویزه طلائیه دوکوهه و شلمچه فهمیدم که آنها را جو نگرفته بلکه آنان دنیای خود را دادند تا من در دانشگاه چادر  بپوشم زبانم را نگه دارم نماز و روزه و واجباتم را ادا کنم و..........

من به شهید همت قول دادم خودم را اصلاح کنم. باور کنید برایم سخت است که صدای آمریکا اسرلئیل و رادیو فردا را گوش نکنم. ۱۹ سال است که مغزم را پر از صدای ترانه و فیلم های مبتذل کرده ام. من به جای خواندن قرآن دیوان فروغ فرخ زاد را می خواندم. در طول این ۱۹ سال عمرم حتی ۱۹ ثانیه هم به سخنان رهبرمان گوش نکردم. ولی الآن پشیمانم.

چند روزی از یافتن هویت تازه ام میگذرد. تازه فهمیدم شهیدان برای امثال من چه کرده اند. حالا دیگر نماز میخوانم غیبت را کنار گذاشته ام حجابم را رعایت میکنم و..........

برایم دعاکنید زیر قولم نزنم. شهید همت روی قول من حساب باز کرده است.(دانشجوی علوم اجتماعی ـ همدان )

حالا دوست دارم خودمون در مورد این قول قضاوت کنیم.از این قبیل قول ها برا من و تو چه قدر اهمیت داره وچه درجه ای داره ؟بی اهمیت؟ کم اهمیت؟ مهم ؟ خیلی مهم؟

اگه بی اهمیت یا کم اهمیت به نظر من سعی کنیم دیگه از این قول ها رو به کسی ندیم.

اگه مهم سعی کنیم زیاد از این قول ها به کسی ندیم.

اگر هم برامون خیلی مهم سعی کنیم با توجه به توانایی که داریم این قول ها رو بدیم و متوجه باشیم که حتما این قول رو به کسی یا کسانی بدیم که برامون خیلی مهم اند و به طبع کسی که برا من و تو خیلی مهم باشه خوب من و تو هم برا اون خیلی مهمیم دیگه ویادمون باشه وقتی هم به این نوع افراد قول میدیم رو قول ما حساب باز میکنن یه حساب ویژه.

من میخوام کسانی رو که من اونا رو خیلی دوست دارم و اونا هم منو خیلی دوست دارن ومن هم واسشون خیلی مهمم نام ببرم راستی تو هم با من همراه شو و اونایی رو که تو خیلی دوستشون داری و اونا هم تو رو خیلی دوست دارن و تو هم خیلی براشون مهمی رو نام ببر و همیشه یادمون باشه که اونا رو قول هایی که ما بهشون میدیم یه حساب ویژه باز میکنن.

نام میبرم :۱- خدا     ۲- امام زمان پدرهاشو و مادرش حضرت زهرا     ۳- دوتا عموم که شهید شدن

(یادت نره تو هم داری نام میبری؟)      ۴- شهید همت (آخه خیلی دوسش دارم)   ۵- پدر و مادرم

۶- خودم (چرا تعجب میکنی مگه تا حالا نشده به خودت قول داره باشی)    ۷-.............

اگه دوست داری اونایی رو که برات مهم اند رو به ما هم بگی که کیا هستن میتونی تو ثبت نظر به من بگی.

متشکرم که به حرف هام گوش دادی.

آهای!!!!!!!!!!!!!!! ببخشید.

دوست عزیز مواظب باشیم و یادمون نره که اونا روی قول من وتو حساب باز کردند یه حساب ویژه ویژه.

یاعلی

قربانتون سعید زارعی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 11:56  توسط سعید زارعی  | 

وقتی بی.بی.سی عالم دینی می شود!

خلاصه مطلب :

وقتی بی.بی.سی عالم دینی می شود!
این روزها بحث از مهدویت و امام زمان در رسانه های داخلی و خارجی دوباره مطرح شده است. تقریبا هر پایگاه خبری یا روزنامه ای در میان اخبار خود، به گونه ای اخبار مرتبط با این حوزه را انتشار می دهد: یکی خبر از دستگیری مدعی ارتباط با امام زمان می شود، دیگری از توجه مقامات ایرانی به مهدویت انتقاد می کند و بعدی خبر از تکذیب انداختن میثاق نامه هیات وزیران به چاه جمکران می دهد و ... .

توجه رسانه ای به موضوع مهدویت فی نفسه خوب و ضروری است و باید بیش از آنها هم باشد و البته وظیفه رسانه های تخصصی این حوزه است که نوع نگاه و توجه سایر رسانه ها را اصلاح کنند.
آن چه که انگیزه اصلی نوشتن این یادداشت است، پرداختن پایگاه اطلاع رسانی بی.بی.سی فارسی به بحث مهدویت است. این پایگاه در مطلبی با عنوان "تعاریف و جلوه های تازه مهدویت در جمهوری اسلامی" رواج کم سابقه توجه به موضوع مهدویت را مورد بررسی قرار داده است که در زیر به بررسی آن می پردازیم.جمشید برزگر، تحلیل گر بی.بی.سی در این یادداشت با صحه گذاشتن بر این نکته که اعتقاد به منجی، منحصر به اسلام نیست؛ عنوان کرده است که اگر چه شیعیان به ظهور امام دوازدهم اعتقاد دارند، اما اعتقاد به امام زمان و انتظار ظهور وی، تنها محور مشترکی بين پيروان چنين انديشه ای بوده و در گذر زمان، قرائت ها و تفاسير گوناگونی از آن به دست داده شده است.برزگر در این یادداشت به ترویج اندیشه ای پرداخته است که رواج اعتقاد به مهدویت را سیاسی و دستاویز بخش خاصی از حاکمیت می دانند. اندیشه ای که از بدو نامزدی دکتر احمدی نژاد توسط پاره ای از مخالفان ایشان بسط داده شد و تا امروز به عنوان یکی از خطوط اصلی خبری منتقدان ایشان مورد استفاده قرار می گیرد.تحلیل گر صدای رسمی بریتانیا تا آنجا پیش رفته است که در حوزه مرجعیت شیعه نیز وارد شده و به بیان گرایشات مراجع پرداخته است: مراجع شيعی گرايش هايی را که به طور خاص معطوف به مسئله امام زمان و برجسته کردن وی حتی بيرون از چارچوب های رايج شرعی و فقهی اند، به رسميت نمی شناسند. کاری که در حد و اندازه بی.بی.سی نیست و خط ترویج اختلاف میان مرجعیت شیعه را دنبال می کند.
به این گونه تحلیل ها باید همان جواب بنیان گذار جمهوری اسلامی را داد که در برابر صحبتی از رییس جمهور آمریکا که به فقه اشاره داشته، به مزاح فرموده بود فلانی کی حاشیه اش را بر عروه نوشته است که ما خبر نداریم؟بی.بی.سی به همین جا نیز اکتفا نکرده و جلوتر می رود و تمامی اقدامات صورت گرفته درباره مهدویت را به دو گروه تقسیم می کند: اقدامات انجمن حجتیه و اقدامات گروه جدیدی که سابقه امنیتی و اطلاعاتی دارند و با دولت جدید مرتبط هستند.شاید انجام چنین تحلیل هایی در سال های آغازین انقلاب، هنگامی که تحلیل کل پدیده انقلاب برای غرب دشوار و ناممکن بود، پذیرفته می شد اما این گونه تحلیل های سطحی از مقوله مهدویت را باید به حساب حسابگری خاص بی.بی.سی درباره این مقوله گذاشت که با گذشتن سطحی از کنار موضوعی مهم، به خیال خود آن را دفن کرده و باب بحث درباره آن را می بندد.به دیگر سخن، خط اول جنگ رسانه ای استعمار بریتانیا به شکلی حساب شده وارد حوزه مهدویت شده است و با حربه سیاسی شدن مهدویت توسط دولت کنونی ایران، به نفی اساس اعتقاد شیعه به مهدویت پرداخته است.بحث درباره ضدیت رسانه های بیگانه با مهدویت را به زمانی دیگر موکول می کنیم و در آخر این نکته را گوشزد می کنیم که اگر رسانه های ما هم اکنون به مقوله مهدویت توجه می کنند؛ رسانه های بیگانه از سال ها قبل این انرژی هسته ای بالقوه شیعه را کشف کرده و در جهت تضعیف آن کوشیده اند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 18:27  توسط سعید زارعی  | 

تویی که نمی شناسمت

آیا شما او را میشناسید؟

میدانم که میدانید سید مر تضی است.

اما نه نامش را ؟

آیا خود او را می شناسید؟

من که نمیدانم چگونه اورا بشناسم !!!

ولی به نظرم یکی از راههای شناختن یک فرد میتونه خوندن و فکر کردن به حرفهاش باشه حالا اگه تو هم میخوای مثل من شناختن اونو آغاز کنی میتونی این حرفهاش رو بخونی و خوب روشون فکر کنی.

ادامه دارد.........

 حرف های ویژه ی ویژه ی سید مرتضی آوینی رو میتونی اینجا بخونی و حالشو ببری:

عقل می گوید بمان؛ عشق می گوید برو

راوی

عقل می گوید بمان و عشق می گوید برو؛ واین هردو، عقل و عشق را، خداوند آفریده است تا وجود انسان در حیرت میان عقل و عشق معنا شود، اگر چه عقل نیز، اگر پیوند خویش را با چشمه خورشید نَبُرد، عشق رادر راهی که می رود، تصدیق خواهد کرد؛ آنجا دیگر میان عقل و عشق فاصله ای نیست.

راوی

عجبا! امام مأمن کره ی ارض است و اگر نباشد، خاک، اهل خویش را یکسره فرو می بلعد، و اینان برای او امان نامه می فرستند. و مگر جز در پناه حق نیز مأمنی هست؟

عقل را ببین که چگونه پاسخ می گوید :(( آن که مردم را به اطاعت خداوند و رسول او دعوت می کند هرگز تفرقه افکن نیست و مخالفت خدا و رسول نکرده است. بهترین امان، امان خداست. و آن کس که در دنیا از خدا نترسد، آنگاه که قیامت برپا شود در امان او نخواهد بود. و من از خدا می خواهم که در دنیا از او بترسم تا آخرت را در امان او باشم.))

عبدالله بن جعفر طیار بازگشت، اگر چه زینب کبری و دو فرزند خویش-عون و محمد- را در قافله ی عشق باقی گذاشت.

راوی

یاران! این قافله، فافله عشق است و این راه که به سرزمین طف در کرانه فرات می رسد راه تاریخ است و هر بامداد این بانگ از آسمان می رسد که : الرحیل، الرحیل!! یاران شتاب کنید.

از رحمت خدا دور است که این باب شیدایی را بر مشتاقان لقای خویش ببندد. این دعوت فیضانی است که علی الدوام، زمینیان را به سوی آسمان می کشد و ..... بدان که سینه تو نیز آسمانی لایتناهی است با قلبی که در آن، چشمه خورشید می جوشد و گوش کن چه خوش تَرَنُمی دارد در تپیدن؛ حسین، حسین، حسین، حسین. نمی تپد، حسین حسین می کند. یاران! شتاب کنید که زمین نه جای ماندن، که گذرگاه است..... گذر از نفس به سوی رضوان حق، هیچ شنیده ای که کسی در گذرگاه، رحل اقامت بیفکند؟؟؟ و مرگ نیز در اینجا همان قدر به تو نزدیک است که در کربلا، با امام عشق، و کدام انیسی از مرگ شایسته تر؟ که اگر دهر بخواهد با کسی وفا کند و او را از مرگ معاف دارد، حسین از من و تو شایسته تر است.

الرحیل، الرحیل!! یاران شتاب کنید.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 19:18  توسط سعید زارعی  |