تبليغاتX
حرف های دل یک جوون ایرونی

حرف های دل یک جوون ایرونی

یادداشت های شخصی سعید زارعی

آقای دکتر داریم خویش و قوم می شویم!!!

خانم ما از ایشان پرسیده بودند اصلا شما خودتان را معرفی کنید و ایشان هم گفته بودند من خانم مقام معظم رهبری هستم.خانم ما از هول و هراس دوباره سلام علیک کرده بودند و گفته بودند:تا حالابه همه پاسخ رد داده ایم اما شما صبر کنید با اقای دکتر صحبت کنم بعد شما را خبر می کنم.آن زمان دخترمان دیپلم گرفته بود و کنکور شرکت کرده بود. پس از مقدمات کار یک روز پسر آقا به همراه مادرشان با یک قواره پارچه به عنوان هدیه برای عروس آمدند و صحبت کردیم و پس از رفتن اقا مجتبی نظر دخترم را پرسیدم ایشان موافق بودند و بعد از چند روز خدمت اقا رفتم و آقا فرمودند:((آقای دکتر داریم خویش و قوم می شویم!!!)).نظر شما چیست؟.گفتم:آقا اختیار ما دست شماست.آقا فرمودند:((نه!شما دکتر و استاد دانشگاهید و خانمتان هم همینطور وضع زندگی شما مناسب است اما زندگی من اینطور نیست.اگر بخواهم تمام زندگیم را بار کنم غیر از کتابهایم یک وانت بار می شود.اینجا هم یک اتاق اندرون و یک اتاق بیرونیست که آقایان و مسوولین در آنجا با من دیدار می کنند.من پول ندارم خانه بخرم.خانه ای اجاره کرده ایم که یک طبقه را آقا مصطفی ویک طبقه هم آقا مجتبی زندگی می کند.شما با دخترت صحبت کن خیال نکند حالا که عروس رهبر می شود چیزهایی در ذهنش باشد.ما اینطور زندگی می کنیم.اما شما زندگی نسبتا خوبی دارید حالا اگر ایشان بخواهد وارد این زندگی شود کمی مشکل است)).من هم به دخترم گفتم و ایشان هم قبول کرد.(آقا در زمان قبل از ریاست جمهوریشان در جنوب تهران خانه ای داشتند که آن را اجاره داده اند و خرج زندگیشان را از آن در می آورند ایشان حقوق رهبری نمی گیرند و از وجوهات هم استفاده نمی کنند).آقا فرمودند:((در مورد مهریه اختیار با دختر شماست ولی من که برای مردم خطبه می خوانم سنت من این بوده که بیشتر از ۱۴سکه خطبه نمی خوانم و تا حالا هم نخوانده ام.اگر بخواهید می توانید بیش از ۱۴ سکه مهریه معین کنید ولی شخص دیگری خطبه ی عقد را بخواند.از نظر من اشکالی ندارد)) .در مورد مکان مراسم هم گفتند:((می توانید مراسم را در تالار بگیرید اما من نمیتوانم شرکت کنم)).من گفتم آقا هر طور شما صلاح می دانید.ایشا پیشنهاد دادند:((می خواهید این اتاق اندرون و بیرونی و حیات را حساب کنید هر چند نفر جا می شود نصف از شما نصف از ما)).حساب کردیم بین ۱۵۰ تا ۲۰۰ نفر جا می شد ما هم قبول کردیم.هدیه آقا یک فرش ماشینی و هدیه ما هم یک فرش ماشینی به این ترتیب مراسم برگزار شد.مراسم در خانه ما تا ساعت ۱بامداد طول کشید.خانواده آقا امده بودند تا عروس را ببرند.البته آقا ظاهرا کاری داشتند و نیامدند.اما وقتی عروس را به خانه بردیم دیدیم آقا بیدار نشسته اند و منتظرند که عروس را بیاورند فرمودند:((من وظیفه خودم می دانم که عروسمان را بدرقه کنم و خوش آمد بگویم)).ما خیلی تعجب کردیم فکر نمی کردیم آقا تا آن ساعت شب بیدار باشند.حتی آقا آن شب شام هم نخورده بودند.آقا گفتند:((دکتر امشب شام هم نداشتیم من به یکی از بچه ها گفتم شما چیز خوردنی ندارید؟گفتند غیر از کمی نان چیز دیگری نداریم گفتم همان را بیاورید می خورم)).ایشان دستور دادند حتی از ریزترین وسایل دفتر استفاده نشود.حتی اگر مشکل وسیله نقلیه هم پیش آمد اجازه ندارند از وسایل دفتر استفاده کنند.

داستان ازدواج پسر ولی امر مسلمین جهان با دختر آقای دکتر حداد عادل

این است الگوی ما جوون های ایرونی

تصویر توست که بر طاقچه دلم نشسته

یاحق.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386ساعت 19:43  توسط سعید زارعی  | 

طوفان شن....

بسم الله الرّحمن الرّحيم

«اَلَمْ تَرَ كَيفَ فَعلَ رَبّكَ بِاَصحابِ الْفيل، اَلم يَجعلْ كَيدهُمْ في تَضليلٍ و أرْسَلَ عَليهمْ طيراً اَبابيلَ، تَرميهمْ بِحجارةٍ مِنْ سِجيلٍ فَجعلهُمْ كَعصْفٍ مَأْكولٍ.»(سوره ی مبارکه فیل)

آيا نديدي كه پروردگارت با صاحبان فيل چه كرد؟ آيا كيد و تدبيري كه براي خرابي كعبه انديشيدند خراب نكرد؟ و بر هلاك آنها مرغان ابابيل را فرستاد تا آن سپاه را به سنگ هاي سجيل (دوزخي) سنگباران كردند و تنشان را چون برگ هاي خرد شده گردانيد.

به راستي كه انقلاب اسلامي گستره ي شگرفي از تاريخ است كه در بستر آن سنّت هاي الهي با اعجازي خاص تجلي مي يابند و قانون هاي تاريخي در آن عرصه، نمود و نمايش مي يابند؛ تا همگان به چشم دل دريابند كه:

«هرگز براي سنت خداوندي تبديل و تغييري نيست.»

عبرت گرفتن از تاريخ كه در قرآن به آن توصيه و تأكيد شده است يك ضرورت است؛ اما اين امر در ذهن تحليل گران غرب كه قدرت را، محور حركات سياسي خويش قرار داده اند و در محاسبات خويش توازن اسباب مادي را در پديده هاي هستي اصل مي دانند نمي گنجد. تاريخ عرصه ي پيروزي حق بر باطل است. به مصداق آيه «وَ مَكرُوا مكْراً و مَكَرْنا مكراوهُمْ لا يَشْعرونَ»(نمل آیه۵۰) تمامي كيدهاو فريب ها به سوي خود آنان بر مي گردد. چرا كه همه ي جريانات به طرفي واحد كه جهت حق است حركت مي كند، عدم درك حقانيت حق مثل سرنوشت ياران فيل است كه به سنگ هاي سجيل گرفتار آمدند و چونان برگ هاي خرد شده بر زمين افتادند. قرآن هدف از بيان سرگذشت پيشينيان را اين مي داند كه نتايج آنها مورد تفكرو جمع بندي قرار گيرد (فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعلَّهُمْ يَتفكَّرونَ)(اعراف آیه۱۷۶). لذا واقعه طبس مي تواند عظمت الهي و امدادهاي غيبي را براي مردم آشكار كند.

 

ماجراي طبس يكي از رسواترين و افتضاح ترين توطئه هاي شكست امپرياليسم امريكا عليه انقلاب اسلامي ايران است. بدون شك ماجرايي كه در طبس به وقوع پيوست و با شكست مزدوران امريكايي مواجه شد، يكي از معجزات بزرگ قرن به حساب مي آيد؛ زيرا شيطان بزرگ امريكا با تمامي توان و با سود بردن از دقيق ترين و پيچيده ترين امكانات نظامي و با تدارك همه جانبه و هماهنگي كليه ي عوامل داخلي و خارجي به بهانه ي آزادي جاسوسان خود در ايران، و در حقيقت نابود ساختن نظام جمهوري اسلامي ايران، تهاجم خود را آغاز كرد سران كاخ سفيد و مقامات پنتاگون از موفقيت اين عمليات كمال اطمينان را داشتند، و به زعم باطل خود هيچ عامل و نيرويي را در شكست عمليات خود دخيل نمي دانستند؛ اما از آنجايي كه خداوند همواره حافظ اين ملت و انقلاب بوده است، در طبس نيز امدادهاي غيبي او عينيت يافت تا بار ديگر ثابت شود كه اراده ي الهي بر هر چيزي تعلق بگيرد، شدني است.

به هر حال آنچه در طبس واقع شد، بدون شك مصداقي ديگر از سوره ي مباركه فيل بود و پنجم ارديبهشت 1359 عام الفيل ديگر و كارتر مظهر استكبار جهاني ابرهه اي ديگر بود و عنايت، لطف و مرحمت خداوندي مثل همه ي زمان هاي تاريخ بر مؤمنان رخ نمود. آنچه گذشت نه تنها يك واقعه ي ساده و زودگذر و فراموش شدني نبود، بلكه تمثيلي و ذكري است هميشگي و ماندني براي كساني كه با چشم دل خويش جز آنچه هست مي بينند و تذكر ديگري است بر اثبات قدرت فائقه و تامه ي الهي و بر وهن و سستي كيد و مكر دشمنان خدا.

               

راستی هر چی گشتم یه عکس مناسب از شهید بزرگوار این حادثه بزرگ شهید محمد منتظر القائم پیدا کنم متاسفانه پیدا نشد.اما باید به شهید منتظر القائم بگم اگه عکست پیدا نشد خیلی مهم نیست چون عکس تو و اسم تو پر رنگ پر رنگ در قلب ما جوون های ایرونی ثبت شده .برای شادی روح"شهید محمد منتظر القائم" صلوات.الهم صلی علی محمد وآل محمد و عجل الفرجهم.

خدایا شکرت.یاحق.

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اردیبهشت 1386ساعت 19:56  توسط سعید زارعی  |