تبليغاتX
حرف های دل یک جوون ایرونی

حرف های دل یک جوون ایرونی

یادداشت های شخصی سعید زارعی

در زندگی بخوانیم(به مناسبت هفته کتاب و کتابخوانی)

می خواستم از کتاب و کتابخوانی بنویسم اما همین که خواستم قلم را در آسمان سفید کاغذ پرواز دهم ناگهان این نکته به ذهنم رسید کهبهتر است از زبان کسی بنویسم که خود بسیار اهل عمل است.به همین خاطر چند قطره ای از نم حضرت عشق در رابطه با کتاب و کتابخوانی برایتان هدیه آورده ام.گوارای وجودتان............  

نیم‌ساعت‌ها!

كتابخوانى را بايد جزو عادات خودمان قرار دهيم. به فرزندانمان هم از كودكى عادت بدهيم كتاب بخوانند؛ مثلاً وقتى مى‌خواهند بخوابند، كتاب بخوانند. يا وقتى ايام فراغتى هست، روز جمعه‌اى هست كه تفريح مى‌كنند، حتماً بخشى از آن روز را به كتاب خواندن اختصاص دهند. در تابستان‌ها كه نوجوانان و جوانان محصّل، تعطيل‌اند حتماً كتاب بخوانند. كتاب‌هايى را معيّن كنند، بخوانند و تمام كنند. افرادى كه كار روزانه دارند مثلاً كارمند ادارى، كارگر، كاسب و يا كشاورز هستند وقتى به خانه مى‌آيند، بخشى از زمان را گرچه نيم‌ساعت براى كتاب خواندن بگذارند.چقدر كتاب‌ها را در همين نيم‌ساعت‌ها مى‌شود خواند! بنده دوره‌هاى بيست جلدى و بيست و چند جلدى كتاب را در همين فاصله‌هاى ده دقيقه، بيست دقيقه و يك ربع ساعته خوانده‌ام. پشت اين كتاب‌ها را هم يادداشت مى‌كنم كه معلوم باشد. شايد صدها جلد كتاب را همين‌طور در اين فاصله‌هاى كوتاه ده دقيقه‌اى خوانده‌ام. بسيارى از افراد را هم مى‌شناسم كه اين گونه‌اند.مصاحبه پس از بازدید از سومین نمایشگاه بین‌المللی کتاب - 19/2/1369

 پیش از خواب!

در منزل خود من، همه‌ى افراد، بدون استثنا، هرشب در حال مطالعه خوابشان مى‌برد. خود من هم همين‌طورم. نه اين‌كه وسط مطالعه خوابم ببرد. مطالعه مى‌كنم، تا خوابم مى‌آيد، كتاب را مى‌گذارم و مى‌خوابم. همه‌ى افراد خانه‌ى ما، وقتى مى‌خواهند بخوابند حتماً يك كتاب كنار دستشان است. من فكر مى‌كنم كه همه‌ى خانواده‌‌هاى ايرانى بايد اين‌گونه باشند. توقع من، اين است. بايد پدر‌ها و مادر‌ها، بچه‌‌ها را از اول با كتاب، محشور و مأنوس كنند. حتى بچه‌‌هاى كوچك بايد با كتاب انس پيدا كنند. مصاحبه در جريان بازديد از نمايشگاه كتاب - 26/02/1374

 فرصت‌های اندک

من مى‌خواهم خواهشى از مردم بكنم و آن اين است: كسانى كه وقت‌هاى ضايع ‌شوند‌ه‌اى دارند؛ مثلاً به اتوبوس يا تاكسى سوار مى‌شوند، يا سوار وسيله‌ى نقليه‌ى خودشان هستند و ديگرى ماشين را مى‌راند، يا در جا‌هايى مثل مطب پزشك در حال انتظار به سر مى‌برند و به‌ هرحال اوقاتى را در حال انتظار به بى‌كارى مى‌گذرانند، در تمام اين ساعات، كتاب بخوانند. كتاب در كيف يا جيب خود داشته باشند و در اتوبوس كه نشستند، كتاب را باز كنند و بخوانند. وقتى هم به مقصد رسيدند، نشانى لاى كتاب بگذارند و باز در فرصت يا فرصت‌هاى بعدى آن را باز كنند و از همان‌جا بخوانند. بنده خودم چند جلد قطور از يك عنوان كتاب را در اتوبوس خواندم! قضيه مربوط به قبل از انقلاب است كه چند روزى براى انجام كارى از مشهد به تهران آمده بودم... وضعيت و فضاى اتوبوس‌هاى آن روزگار براى ما خيلى آزار دهنده بود و نمى‌توانستيم تحمل كنيم. دلم مى‌خواست سرم پايين باشد و خواندن كتاب در چنين وضعيتى بهترين كار بود. ساعتى را كه به اين حالت مى‌گذراندم احساس نمى‌كردم ضايع مى‌شود. آن وقت‌ها تقريباً يک‌ساعت طول مى‌كشيد تا آدم با اتوبوس از جايى به جاى ديگر مى‌رفت. بعضى وقت‌ها اين جابجايى كمتر يا بيشتر هم طول مى‌كشيد. به‌هرحال چنين يک‌ساعت‌هايى را احساس نمى‌كردم كه ضايع مى‌شود؛ چون كتاب مى‌خواندم.مصاحبه در پايان بازديد از نهمين نمايشگاه بين‌المللى كتاب تهران - 22/02/1375

 به‌جای آگهی تلویزیونی

گاهى مى‌بينيد يك نفر پاى تلويزيون نشسته و منتظر يك فيلم است. تلويزيون آگهى تبليغاتى پخش مى‌كند و گاهى پخش تبليغات بيست دقيقه طول مى‌كشد. يک‌وقت است كسى به آن تبليغات احتياج دار؛ اما كسى كه احتياج ندارد آگهی‌‌هاى تبليغاتى را ببيند، اين بيست دقيقه را چرا بى‌كار بنشيند!؟ يك كتاب دمِ دستش باشد؛ بردارد و بيست دقيقه مطالعه كند. اگر مردم ما عادت كنند كه از اين وقت‌هاى ضايع‌شونده براى مطالعه‌ى كتاب استفاده كنند، جامعه خيلى پيش خواهد رفت و فرهنگ كشور، خيلى ترقى خواهد كرد.مصاحبه در پايان بازديد از نهمين نمايشگاه بين‌المللى كتاب تهران - 22/02/1375

رمزگشایی یک حقیقت تاریخی

كتاب، دروازه‌اى به سوى گستره‌ى دانش و معرفت است و كتاب خوب، يكى از بهترين ابزارهاى كمال بشرى است. همه‌ى دستاوردهاى بشر در سراسر عمر جهان، تا آن‌جا كه قابل كتابت بوده است، در ميان نوشته‌هايى است كه انسان‌ها پديد آورده‌اند و مى‌آورند. در اين مجموعه‌ى بى‌نظير، آموزش‌هاى آسمانى، و درس‌هاى پيامبران به بشر، و دانش‌ها و شناخت‌هايى است كه سعادت بشر بدون آگاهى از آن امكان پذير نيست. كسى كه با اين دنياى زيبا و زندگى‌بخش- دنياى كتاب- ارتباط ندارد بى‌شك از مهم‌ترين دستاورد انسانى و نيز از بيشترين معارف الهى و بشرى محروم است. براى يك ملت، خسارتى بزرگ است كه افراد آن، با كتاب سر و كارى نداشته باشند و براى يك فرد، توفيق عظيمى است كه با كتاب، مأنوس و همواره در حال بهره‌گيرى از آن يعنى آموختن چيزهاى تازه باشد. با اين ديدگاه، به روشنى مى‌توان ارزش و مفهوم رمزى عميق اين حقيقت تاريخى را دريافت كه اولين خطاب خداوند متعال به پيامبر گرامى اسلام(ص) اين است كه: "بخوان!" و در اولين سوره‌اى كه بر آن فرستاده‌ى عظيم‌الشأن خداوند فرود آمده، نام قلم به تجليل ياد شده است: "اقرأ و ربّك‌الأكرم، الذى علّم بالقلم". پيام به مناسبت آغاز هفته‌ى كتاب - 04/10/1372

                                                                                                               یاحق  

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پی نوشتی:

۱-این پی نوشت هیچ ربطی به نوشته نداره!!!

۲-نزدیک به یک ماهه که فیلم فوق العاده آواز گنجشک ها رو اثر گارگردان دوست داشتنی مجید مجیدی رو تماشا کردم و هنوز هم که هنوزه لذت تماشای این فیلم رو ذره ای از دست ندادم.البته مطمئنم که تا آخر عمرم هم لذت این فیلم با من خواهد بود......ان شاءالله.......در نظر دارم از مجید مجیدی و اثر فوق العادش در یک یادداشت تشکر کنم که امیدوارم این مهم به زودی به تحقق برسد.......اما یه توصیه به شما:تا فیلم روی پرده است بجنبید و از این ندای فطرت در عصر گم شدن این مروارید دیدن کنید.

۳-شماره ششم نشریه راه به چاپ رسیده سریعا برید و از اولین دکه روزنامه فروشی تهیه کنید تا به سنگر"جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی" وارد شوید.منتظر یادداشت بعد باشید.....       

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 16:19  توسط سعید زارعی  |