آیا خدا زنده است؟!!!
یادم است در جایی می خواندم در قرن 17 و 18 میلادی وقتی کشتی های تجاری غربی با همراهی چند کشتی نظامی برای استعمار کشضورهای آفریقایی می رفتند همراه خود یک یا چند کشیش با انجیل هایی در دست می بردند.صاحبان این کشتی ها که حاکمان بی دین و سکولار غرب بوده و هستند این کشیش ها را می فرستادند تا مردم را موعظه و مسیحی کنند!!!! یکی از روشنفکران آفریقایی دلیل موعظه ی این کشیش ها را این طور بیان می کند:
این کشتی ها و کشیش های همراهشان وقتی به آفریقا می آمدند ما زمین داشتیم و آنها انجیل. اما بعد از گذشت چند دهه ما انجیل داشتیم و آنها زمین.این ها می آمدند و زمین های غنی و دارای معدن الماس و.....را پیدا می کردند.اما گاهی اوقات می دیدند معدن بزرگی از الماس در زیر زمین قبیله ای قرار دارد. آنها برای اینکه بتوانند از معدن زیر زمین قبیله بهره برداری کنند می آمدند یک ساعت شماته دار به رئیس قبیله هدیه می دادند و اجازه ی بهره برداری از زمین آن قبیله را از رئیس می گرفتند.آن رئیس قبیله ساعت شماته دار را که نمی دانست چیست و چه فایده ای دارد بر گردن می آویخت و در میان مردم قبیله اش از آن به عنوان نماد تمدن یاد می کرد و فخر می فروشید اما نمی دانست تن به چه معامله ی ابلهانه ای داده است.این خلاصه ای از داستان غم انگیز استعمار است.
در دنیایی که یک روز به نام دین و انجیل استعمار می کنند و در روز بعد باز هم برای استعمار پایان عصر دین و انجیل و ایدئواوژی را اعلام میکنند، و می گویند به نام اومانیسم، خدا مرده است!!!.........
در دنیایی که عقل را در خدمت غریزه و دین و ایدئولوزی را دشمن او معرفی می کنند آیا جایی برای خدا مانده است؟!!!......در دنیایی که بشریت را به دو دسته ی انسان احمق و آرمانی وانسان عاقل و واقع بین و بی آرمان تقسیم کرده اند، آیا خدا زنده است؟!!!........در دنیایی که دین داری را قبول بردگی می دانند و راه خلاصی از این بردگی را رها شدن از قید مذهب و دین می دانند، آیا در این دنیا خدا زنده است؟!!!........در دنیایی که اومانیسم و انسانیت را در آزادی بی حد و مرز برای ارضای تمام غرایز به صورت نامحدود تعریف می کنند، آیا در این دنیا خدا زنده است؟!!!........در دنیایی که مشروعیت انبیاء و مشروعیت انقلاب ها را مشروعیت هایی کاریزماتیک می دانند، آیا در این دنیا خدا زنده است؟!!!........سوال از زنده بودن خدا بزرگترین سوال بی جواب بشر متمدن قرن بیستم بود.سوالی که مردم انجیل به دست و بی زمین و ثروت آفریقا می پرسیدند که آیا خدا زنده است؟!!!........مردمی که مصرف روزانه ی کالری آنها و بچه های آنها کم تر از یک سوم مصرف کالری روزانه ی سگ و گربه ی یک آمریکایی در ایالات واشنگتن و کالیفرنیا و.....است.آیا بزرگترین سوالی که مطرح می شود این نیست، که آیا در این دنیا خدا زنده است؟!!!........این بزرگترین سوال بی جواب انسانهای ستم دیده و مستضعف جهان در سرار گیتی بود.اما قرار نبود به این سوال آمیحته با فریاد مستصضعفین جهان جواب داده نشود.تمام مستضعفین جهان در اوج نا امیدی از وجود خدا بودند که ناگهان برق عجیبی دنیا را گرفت. بزرگترین جواب تاریخ به مستضعفین جهان داده شد. بزرگترین و پر فروغ ترین و ماندگار ترین نور در دل ستم دیدگاه روشن شد در کالبد مرده ی جهان روح خدا دمیده شد تا همه باور کنند، تجربه کنند و ببینند که همیشه خدا وجود داشته و خواهد داشت........

جهان به مرده و لاشه ای متعفن تبدیل شده بود که خدا با قدرت لایتناهی خود روح الله را در کالبد مرگ زده ی او دمید و مستضعفین جهان را به روزگاری خوش نوید داد.......روح خدا در کالبد جهان جاری شد تا برای همیشه ستم گران و ستم دیدگان جهان بدانند که جهان را صاحبی باشد خدا نام.روح الله با جاری شدن خود به همه صاحبان زر و زور بفهماند که همیشه در دنیا ان چیزی که نقش اصلی را بازی می کند دین است و ارزشی بودن.روح الله به همه ی دنیا ثابت کرد که دین و ایدئولوژی دشمن غریزه نیست بلکه کنترل کننده ی آن است و همچنین عقل نمی تواند خادم غریزه باشد بلکه حاکم بر ان است.روح الله آموخت که انسان عقلانی انسان واقع بین و آرمانی است و انسان عاقل و آرمانی است که می تواند حرکت ایجاد کند و آرمان است که به زندگی انسان عاقل حرکت و انگیزه می دهد.خمینی اثبات کرد که مذهب و ایدئولوژی انسان را از بردگی نجات می دهد و انسان را آزاد می کند از اسارت های غیر او.بلکه آزاد بودن از هر قیدی حتی دین و مذهب انسان را به حیوانی دو پا تبدیل می کند و انسان و هویت او را حیوانی می کند.در دنیایی که انسان داشت به حیوانی از لحاظ ابزار متمدن تبدیل می شد خمینی بازگشت به خود و انسانیت را به بشریت هدیه داد.خمینی و انقلابش ثابت کردند که حرکت انبیاء و انقلاب های دینی یک حرکت کاریزماتیک نیست بلکه انتخابی عاقلانه و آزادانه و اختیاری همراه با بینشی باز و ارزشی است که توسط یک روح و یک رهبر در جسم بی جان مرده یجامه ای دینی دمیده می شود و کار را به جایی می رساند که افراد عاقل و مذهبی آن جامعه حاضرند برای ایجاد جامعه ای ارزشی و دینی برای راحتی و آسایش بشریت جان خود و مال خود را عاقلانه و آزادانه تقدیم کنند.خمینی و انقلاب او نگذاشت ما را با انجیل و مذهب ارزش نگه دارند تاما آسایش و رفاه را از ما بگیرند.

خمینی قرآن را برای ما احیا کرد اما قرآنی که باید دز زمین خود ما اجرا شود و گسترش یابد او هم برای ما انجیل آورد و زمین.خمینی امید به توانایی برای ارزشی بودن و مالک بودن را به همه مستضعفین جهان هدیه داد تا هعمه بدانند هم می توان انسانی آرمانی و انقلابی و ارزشی بود و هم انسانی مالک و دارای حکومت و استفلال.خمینی رفت اما این حرکت او برای همیشه پنبه ی تمام استعمارگران را در دنیا زد و دین را از ابزاری برای پیش برد اهداف استعماری نجات داد.امروز ما جوانان ایرونی نسل سوم از حرکت آب و آینه و آفتاب گر چه خمینی را ندیدیم اما هر زمان بوی خمینی به سر افتد ما را دور سید علی خامنه ای می گردیم و باید بگوییم که ما از پیراهن شهدای انقلاب خمینی پرچمی سرخ خواهیم ساخت و بر فراز قله های جهان خواهیم نواخت.امروز گر چه خمینی رفته است اما همه با دیدن حرکت او و انقلاب او و رخسار خامنه ای عزیز اطمینان دارند که خدا زنده است و می توان گفت خنده دار ترین سوال در ذهن بشر امروز سوال از زنده بودن خدا باشد؟ظهور خمینی و انقلاب او به همه بشریت تا ابد ثابت کرد که جهان را همیشه صاحبی بوده است خدا نام.
یاحق

